پریدن از روی نوار فرمان ها
پیوند به محتوای اصلی
تغییر رمز
ورود به سيستم
 

 ویرایشگر محتوا

 

واحد آذربایجان شرقی

 

آشنایی با استان آذربايجان شرقی

  استان آذربايجان شرقي با مساحتي بالغ بر 26254 كيلومتر مربع در بالاترين قسمت از نقشه خاك ايران زمين و در شمال غربي آن قرار دارد. از نظر جغرافيايي اين استان مابين 36 درجه و 42 دقيقه تا 39 درجه و 52 دقيقه عرضي شمالي و 45 درجه و 5 دقيقه تا 48 درجه و 10 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ واقع شده است.

   در قسمت شمال به جمهوري آذربايجان و جمهوري خودمختار نخجوان ،در قسمت جنوب به استان زنجان و استان آذربايجان غربي و در قسمت شرقي به استان اردبيل و در قسمت غرب به استان آذربايجان غربي و درياچه اروميه محدود مي باشد.

 

 

 

 

 

نقشه آذربایجان

 


         بررسي پيشينه تاريخي اين استان نشان مي دهد كه سرزمين كنوني آذربايجان در حدود حدود 2600 سال پيش بخشي از سرزمين ماد بود و بنام ماد كوچك شهرت داشت. بر اساس برخي عقايد نام اين سرزمين از نام " آتروپات " سردار ايراني كه در زمان داريوش سوم، آخرين پادشاه سلسله هخامنشي مي زيست گرفته شده است. استرابو ( 63 سال پيش از ميلاد) جغرافي دان يوناني مي نويسد، در زمان اشغال ايران توسط اسكندر مقدوني به سال 331 پيش از ميلاد ، شهربان منطقه بود در اين سرزمين قيام كرد و بخشي از سرزمين ماد كوچك را كه همان آذربايجان امروزي است از دست يونانيان آزاد كرد كه اين منطقه به نام سردار معروف آتروپاتگاه نام گرفت.

 


         بعدها نام آذربايجان در زبان پارسي ميانه آتروپاتگاه، در زبان و آثار كهن فارسي آذربادگان يا آذربايگان ، در زبان و ادب يوناني آتروپانته ، در زبان ارمني آذربادگان يا آذربايقان ناميده شد و بعد از ورود اسلام شكل عربي پيدا و نام آذربايجان به خود گرفت. و اين سرزمين نيز به عنوان بخشي از سرزمين كهنسال ايران شاهد رويدادهاي تاريخي گوناگوني بوده است.

 


اجتماعي

 

        استان آذربايجان شرقي داراي 16 شهرستان، 46 شهر، 38 بخش و 135 دهستان و بالغ بر 3780 آبادي است. مهمترين شهرهاي استان شامل : تبريـز ، مـراغه ، مـرند ، مـيانـه، سراب، شبستر ، اهر ، آذرشهر ، جلفا ، بستان آباد ، بناب، كليبر ، ملكان ، هريس و هشترود مي باشند.

 


آب و هوا

 

        استان آذربايجـان شرقي داراي آب و هواي سـرد و معتدل مي باشد و به طور كلي از سمت غرب و جنوب غربي تحت تاثير آب و هواي معتدل حوزه درياي مديترانه و درياي سياه و از سمت شرق تحت تاثير آب و هواي درياي خزر و از سمت شمال تحت تاثير توده هاي هواي سرد سيبري روسيه قرار دارد.

 

 

 

جاذبه هاي طبيعي

 

        درياچه اورميه بزرگترين ‌آبگير داخلي و مهمرين درياچه دايمي ايران كه در غرب استان واقع و به دليل غلظت نمك موجود در آن از جمله درياچه هاي منحصر به فرد دنيا و هم رديف "بحرالميت" محسوب مي شود. 

 

 

 

        در اين استان چشمه ها و مناطق آب در ماني چندي از جمله : چشمه الله حق و آبرس در سراب ، چشمه گشايش در مراغه، ‌آب گرم سراب و بستان آباد و متاليق ، چشمه معدني در صوفيان ، چشمه آب معدني در كندوان و چشمه تاب تاپان وجود دارد.

 

       در منطقه آذربايجان شرقي دو آبشار عيش آباد در شبستر و آسياب خرابه در جلفا وجود دارند كه با مناظر زيبا جاذب جهانگردان بسياري هستند.

 

 

 

        از ساير جاذبه هاي طبيعي در استان مي توان به جزيره اسلامي در درياچه اروميه ، پاركهاي طبيعي و شكارگاههاي جنگلهاي قره داغ ، قوري گل ،‌ كيامكي ،‌ تالابها و مرداب ها ، دره ها و غـارهـا ، جنگلـها و بيشه ها و بنـادر شـرفخانه ،‌ آق گنبد و رحمانلو در كناره سواحل درياچه اروميه اشاره كرد.

 

 جزیره اسلامی

 

  بندر شرفخانه

 

 

 

سيماي استان از هفت واحد كوهستاني و دره ها و جلگه هاي ميان آنها ميباشد كه عبارتند از: قره داغ ، ميشو و مورو، قوشاداغ، سبلان، سهند، بزقوش و تخت سليمان است. شمالي ترين و بــزرگترين اين واحـدها رشته كــوه قــره داغ مي باشد. (قره = خيلي بزرگ، وسيع )

 

میشو داغی

 

       رودخانه آجي چاي با طول 260 كيلومتراز ارتفاعات سبلان و دامنه هاي سهند سرچشمه مي گيرد. رودهاي وركش صوفيان، دريان، اسكو نيز از رودهاي حوضه اين استان است.

 

       رود ارس در محدوده آذربايجان شرقي توسط 18 رودخانه كوچك و بزرگ كه از چند كيلومتر تا 280 كيلومتر طول دارد تغذيه مي شود و با 3367 ميليون مترمعكب آبدهي سالانه، پرآبترين رود استان به شمار مي ايد. آب وهواي آن در تابستان بسيار معتدل و در زمستان نسبتا سرد است. ميانگين بارندگي شهر تبريز به طور متوسط 270 ميليمتر مي باشد.

 

 

 

رود ارس

 

 

 

پيشينه تاريخ و آثار باستاني

 


آثار باستاني استان عبارتند از: كليساي سنت استپانوس، كليساي تاتائوس، پل دختر، ارك عليشاه، بازارتبريز، مسجد جامع تبريز ، مسجد جامع مرند ، قلعه بابك (قلعه جمهور)، مسجد كبود تبريز ( فيروزه اسلام) ، مقبره الشعراء ( آرامگاه خاقاني شيرواني، شهريار، اسدي طوسي، همام تبريزي و...)، سنگ بسم ا..، موزه آذربايجان، عمارت ائل گلي تبريز، برج شهرداري تبريز. شهر تبريز داراي مدرسه علوم اسلامي به نام مدرسه علوم اسلامي وليعصر مي باشد. بناي اين مدرسه يكي ازشاهكارهاي هنري متعلق به قرن 10 هجري قمري است.اين مدرسه زيبا دربازار و در نزديكي مسجد جامع تبريز واقع گرديده است.

 

 

 

جاذبه هاي توريستي و علمي و مذهبي تبريز عبارتند از: بازار زيباي تبريز كه بيش ازدهها تيمچه و راسته است. مدارس قديمي تبريز، مثل مدرسه اكبريه، مدرسه جعفريه، مدرسه حاج صفرعلي، مدرسه خواجه علي اصغر، مدرسه صادقيه، مدرسه طالبيه ، مدرسه ظهريه و... مساجد تبريز مثل مسجد استاد شاگرد، مسجد جامع ، مسجد كبود ( فيروزه اسلام )، مسجد عليشاه ( ارك عليشاه )، مقبره الشعراء، كه شعراي نامداري مانند اسدي طوسي، قطران تبريزي، خاقاني شيرواني، ظهير الدين مازاني، همام تبريزي، لساني شيرازي و استاد سيد محمد حسين شهريار در آنجا مدفون هستند.

 

کلیسای سنت استپانوس جلفا

 

 

 

 

روستای کندوان

 

مقبره الشعرا

 

مسجد کبود

 

ائل گلی

 

ائل گلی 1

 

رصدخانه مراغه

 

میدان ساعت 

 

 قلعه بابک

 

قلعه بابک1

 

ارک تبریز

 

 

 

سنگ بسم ا...

 

خانه مشروطه

 

 

 

صادرات غير نفتي، وضع كشاورزي، توليدات منطقه

 

       استان آذربايجان شرقي از نظر صنايع نيز پيشرفت قابل ملاحظه اي يافته است. براي مثال: وجود شهركهاي صنعتي در اطراف تبريز، باعث رونق صنعت دراين استان گرديده است. وجـود كارخانه هاي عظيم تراكتور سازي تبريز، ماشين سازي، ليفتراك سازي ، ايدم و پمپ سازي ايران و... اين استان را به يكي ازقطبهاي مهم صنعت كشور بدل ساخته است. علاوه بر اين صنايع ، وجود صنايع زيباي دستي در تبريز نيز بسيار چشمگيراست.


 

 

فرش تبریز

نمونه ای از فرش تبریز

      

معادن موجود دراستان نيز باعث غناي استان ازنظر وجود منابع عظيم خدادادي كرده است.

        وجود معدن مس سُنگون در شهرستان اهر، وجود سنگهاي سيماني درشهرستان صوفيان و تعداد ديگري ازمعادن ديگر باعث توجه صنعتگران و زمين شناسان به اين منطقه از كشور پهناورمان گرديده است.

        صادرات غير نفتي استان در مرحله اول فرش و بعد خشكبار، ميوه جات ، عسل و چرم ميباشد. وضع كشاورزي استان به سبب وجود آب وهواي معتدل تابستاني و نيز مراتع و باغات و ميوه هاي مختلف تنوع خاصي را به خود گرفته است. به نحوي كه بيشترين محصول استان در وهله اول گندم و جو و در مرحله بعد تخم افتابگردان و ذرت مي باشد. محصول ميوه نيز در استان متنوع مي باشد؛ انگور ( بيش از 12 نوع مختلف )، سيب، گلابي، هلو، زردالو، گيلاس، آلبالو از جمله محصولات ميوه استان مي باشد. استان از نظر وضع توليد صيفي جات و سبزيجات نيز پر رونق است.

 

 

آشنایی با شهر تبریز

نقشه شهر تبریز :

نقشه تبریز

 

 پیشینه تبریز

تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی است . در 46درجه و 25 دقیقه طول شرقی و 38درجه و دو دقیقه عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ واقع شده است. ارتفاع آن از سطح دریا 1340 متر می باشد. با وسعتی حدود 11800 کیلومتر در قلمرو میانی خطه آذربایجان و در قسمت شرقی شمال دریاچه ارومیه و 619 کیلو متری غرب تهران قرار دارد . در150 کیلو متری جنوب جلفا ، مرز ایران و جمهوری آذربایجان قرار گرفته است. جمعیت تبریز بیش از یک و نیم میلیون نفر می باشد.

تبریز از سمت جنوب به رشته کوه منفرد همیشه پر برف سهند و از شمال شرقی به کوه سرخ فام عون علی (عینالی) محدود می شود. رودخانه آجی چای (تلخه رود) از قسمت شمال و شمال غرب تبریز می گذرد و بعد از طی مسافتی قابل توجه در دشت تبریز به دریاچه ارومیه می ریزد و مهرانرود از میانه تبریز می گذرد که اکثرا در فصول مختلف سال بی آب است.

تبریز زمانی دارای باغات و مزارع فرح انگیز و پر آوازه ای بود به همراه قنات ها و چشمه های متعدد که امروز تمامی آن همه باغات و مزارع از میان رفته یا درحکم از میان رفتن است و گستره شهر پیرامون خود را به مناطق مسکونی، تجاری ، اداری ، و صنعتیو خدماتی مبد ل ساخته است.

شرح تبریز از گذشته ها ی دور تا به امروز هرگز د ر قاموس سطر ها و نوشته ها نگنجیده است.

پیشینه تبریز همواره درهاله ای از ابهام مستور بوده و امروز نیز حکایتگر غرایب است . تاریخ تبریز در پیش ا زظهور اسلام اسیر ظن ها وگمان ها و گاهی اغراض هاست و بعد از ظهور اسلام سیمای پرشکوهش نظر جهانیان را معطوف می سازد و در گستره وسیع حکومت اسلامی به " قبه السلام " مشهور می شود . سپس در شاه راه ابریشم ، شرق را با غرب پیوند می دهد و رونق اقتصادیش به بنیان بازارها و کاروانسرا هایی می انجامد که عظیم ترین مکان مسقف پهنه گیتی می گردد واز این رو – رشک انگیز – دارای شکوهمند ترین ابنیه اعصار و مترقی ترین دانشگاه آنزمان ها – ربع رشیدی – می شود.

بنیاد شهر تبریز و وجه تسمیه نامش افسانه ای را می ماند ، گاهی بوی اغراض می دهدو برخی موارد نیز از ظن ها و گمان ها نشات می گیرد.   

زنده یاد عبدالعلی کارنگ درآثار باستانی آذربایجان (آثار و ابنیه تاریخی شهرستان تبریز) در باب وجه تسمیه تبریز می نویسد: کلمه تبریز را جغرافی نویسان عرب چون سمعانی ویاقوت حموی به " کسرتاء " و جغرافی نویسان ایرانی وترک چون حمدالله مستوفی و کاتب چلپی به " فتح تاء " و مورخان رومی و روسی چون فاوست ، آسولیک، ورطان و خانیکف به" فتح تاء " ، قلب " باء" ، به " واو" یعنی به صورت "تورز"Tavrez    و " تورژTaverz " ، " تورشTavres" و " دورژ Davrez " ذکر کرده اند.

    درباره بنا و وجه تسمیه شهر تبریز حمدالله مستوفی و یاقوت حموی می نویسند :      بنای تبریز از زبیده زن هارون الرسید است . وی به بیماری تب نوبه مبتلا بوده،    روزی    چند در آن حوالی اقامت کرده ، در    اثر هوای لطیف و دل انگیز آنجا بیماری زبیده زایل     شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن  را " تب ریز " بگذارند

اولیا چلبی کلمه " تبریز را به معنی ستمه دوکوجو" (ریزنده تف و تاب) و این نام را باآتشفشانی دیرین کوه سهند مربوط دانسته است.

زنده یاد کارنگ درادامه می افزید: مورخان ا رمنی هم اسم تبریز را " تورژ یا دورژ" محرف عبارت " د، ای ، ورژ " به معنی انتقام گاه دانسته و نوشته اند : بانی تبریز خسرو ارشاکی (233-217م) حکمران ارمنستان است که آن شهر را به یاد گرفتن انتقام " ارتبانوس" یا " اردوان" آخرین پادشاه پارتی ا زاردشیربابکان بنیاد نهاده ونام آن راDa-i-vrez) ) گذاشته است.

مولف آثار باستانی آذربایجان با افسانه شمردن موارد ذکر شده می نویسد : قدیمی ترین ذکر نام تبریز را درکتیبه سارگن دوم پادشاه آشور خواهیم یافت. شرقشناس شهر فقید ولادیمیر مینورسکی می نویسد : " سارگن دوم د رسال 714 قبل از میلاد به قصد تصرف ممالک اورارتو سفری به شمال غربی ایران کرد. از ناحیه سلیمانیه کنونی (واقع د رکردستان عراق) داخل کردستان مکری شد، از پارسوا parsua (پسه کنونی ) و ساحل جنوبی دریاچه ارومیه گذشت ، از سوی شرقی دریاچه به راه خود ادامه داد و پس ازپشت سر گذاشتن " اوشکایا" (اسکوی کنونی)  قلعه "تارومی" یا "تاروئی " و "ترماکیس" را گشود . بعید نیست یکی از این دو کلمه نام قدیمی تبریز کنونی باشد.

چنانچه درابتدا اشاره شد پیشینه تبریز همواره در هاله ای از ابهام مستتر بوده است و بنیاد و وجه تسمیه نامش گاهی افسانه ای ، گاهی مغرضانه و گاهی نشات گرفته ازظن ها . گمان ها می گردد. این که تبریز قبل از اسلام مکانی آباد ویا غیر آباد بوده است هنوز سند محکمه پسندی  در میان نیست حتی در اوایل ظهور اسلام نیز در حمله اعراب به آذربایجان نامی ا زتبریز دیده نمی شود، تنها اشاره دقیق و مستند مربوط به زمان سلسله روادیان است که در زمان خلافت متوکل عباسی ، رواد ازدی و فرزندانش تبریز رو به آبادی نهاد و دور شهر رابارو کشیدند .از آن زمان به بعد تبریز با سپری ساختن وقایع تلخ و شیرین اوازه ای جهانی یافت . اوصافی که درطول تاریخ از تبریز شده است به اجمال چنین است:

در قرن چهارم هجری یاقوت حموی تبریز را مشهورترین شهر آذربایجان می خواند.

ابو حوقل در367 و ابن مسکوبه در421 و ناصر خسرو در 438 تبریز را بزرگترین و آبادترین شهر آذربایجان می خوانند.

در سال 618 لشگر مغول به پشت دروازه های تبریز می رسند ، اما تدابیر شایان تقدیر بزرگان شهر تبریز را از حمله مغولان مصون نگه می دارد و مردم تبریز با بذل مال شهر را ازکشتار و ویرانی رها می سازند. البته این اتفاق سه بار تکرار می شود ودر هر سه بار مردم متمول تبریز همان تدبیر را به کار می بندند تا این که د رسال 638 ه. ق مغول ها به سراسر آذربایجان مسلط می شوند و تبریز را پایتخت خود قرار می دهند که در زمان غازان خان تبریز شکوه ویژه ای می یابد . شنب غازان خان با ابهت تاریخی اش چشم ها را خیره می سازد ، خواجه رشیدالدین فضل الله وزیر اندیشمند ایلخانیان ربع رشیدی را بنیاد می نهد که در زمان خود عظیم ترین مرکز علمی – فرهنگی به شمار می رود و از آن همه مجد و عظمت اینک ویرانه های از برج های ربع رشیدی در میان محله ای باقی مانده است.

این شهر در طول تاریخ دوره های طلایی متعددی را سپری ساخته است. دوران پایتختی، دوران  ولیعهدنشینی، دوران شکوفای تجاری ، اقتصادی، هنری و... زمانی مکتب تبریز در عرصه هنر تحول شگرفی را موجب می گردد که امروز آثار کم نظیر آن دوره زینت بخش موزه های جهان است.

مردان و زنان نامداری ا زاین شهر برخاسته اند. کعبه ملای روم ، میعادگاه عرفا، شعرا، اندیشمندان و بزرگان بوده است .به همین خاطر تبریز یگانه شهری است که صاحب مقبره الشعرا است . مقبره ای که خاقانی ها ، همام ها، قطران ها، و... سرانجام واپسین مقتدر آسمان شعر و ادب شهریار شیرین سخن درآن مکان مقد س آرمیده است . اگر چه از بلایای زمینی وآسمانی درامان نمانده است ، زلزله ها ، سیل ها، بیماریهای واگیر ، جنگ ها و ... همه تبریز را آشفته ، اما باز این شهر همیشه سرافراز به قول آقای یحیی ذکاء ، هر بار از زیر ویرانه ها و خاکستر های شهرپیشین همچون سمندری ، زنده تر و سرافرازنه تر قد برافراشته ، زندگی از سرگرفته و هیچگاه زبون پیشامد ها و بازی های روزگار نگردیده است.

میر علی تبریزی واضع خط نستعلیق ، پیر سید احمد تبریزی استاد کمال الدین بهزاد و... از جمله هنرمندانی بودند که تحولی در عرصه دنیای هنر ان روزگار پدید آوردند. در زمان صفویه این اقتدار هنری در تبریز به اوج خود رسیده اما جنگ صفویان با دولت عثمانی آنچه را که بافته شده بود پنبه ساخت و از آن همه مجد و عظمتش جز کشتزارهایی سوخته و کوشک هایی ویران چیزی بر جای نماند و پایتخت به اصفهان منتقل شد و هر چه استاد و هنرمند و اندیشمند بود به اصفهان کوچید و بناهای عظیم اصفهان مه امروز مایه مباهات کشورمان است به دست کوچندگان تبریز و هنرمندان این خطه بنیاد شد و پادشاهان صفوی که پادشاهانی فرهنگ دوست و هنرپرور بودند اصفهان را نگین ایران ساختند و همای سعادت ا زفراز آذربایجان بویژه تبریز پرکشید و بر سر اصفهان سایه افکند.

تبریز گذشته ا زآنچه ذکرش رفت، در امور بنیادی نیز هموارهپیشگام بوده است که شاهد آن بوده ایم و هستیم.

نقش بنیادی تبریزدرنهضت تنباکو به استناد مدارک موجود حقانیت مبدا نهضت تنباکو ازتبریز را به اثبات می رساند که در پی آن میرزای شیرازی فتوای معروف خود را صادر می کند و شرح واقعه به قلم پژوهشگر ارجمند آقای صمد سرداری نیا  تحت عنوان "تبریز درنهضت تنباکو " به انجام رسیده است.

قیام عظیم مشروطیت و نقش تبریز در اعطای مشروطه به مردم آن زمان امر مبرهنی است که حکایتگر دلیری مردان پولادین اراده ای چون زنده یادان ستارخان سردار ملی ، باقر خان یالار ملی ، ثقه الاسلام ، شیخ محمد خیابانی، علی مسیو، حسین خان باغبان و...است.

بعد از قیام مشروطه و وقایع مختلف ،تبریز پس از سپری ساختن سالهای بحرانی 20الی 25 درسال 1332 در نهضت ملی ساختن نفت یکی از ارکان حرکت های  آن زمان در سراسر کشور به شمار می رفت و گواه این ادعا ، صفحه های حاکی شور و حال انقلابی مطبوعات تبریز در آن سال هاست و ملاقات های شادروان سید اسماعیل پیمان با آیت ا.. کاشانی و دکتر مصدق می باشد.

درنهضت 15 خرداد سال 1342 نیز بازاریان تبریز با بستن بازار و خطبای تبریز باایراد سخنرانی های مهم و پخش شب نامه ها و حرکت های اصیل انقلابی دین خود را ادا کردند و سرانجام در29 بهمن سال 56 با حرکتی توفنده بنیاد شاهنشاهی 2500 ساله را به لرزه درآوردند و عظمت واقعه به قدری غیر منتظره و خارق العاده بود که رژیم شاهی را دچار سردرگمی ساخت و ساواک با تمامی ادعاهای پر طمطراق خود عاجزانه به تقلا برخاست.

آنچه رفت مختصری بود از تبریز و وقایع تاریخی فرهنگی آن . اینک به شرح مختصر یکایک موارد شایان توجه اکتفا می شود . با این امید که این سطور درشناساندن سیمای تبریز برای هر صاحب اشتیاقی سودمند واقع شود.

 

محله هاي تبريز

 

خانه مشروطه ( محله راسته كوچه )

        يادگاري گرانقدر از انقلاب مشروطه خانه و موزه مشروطه در محله راسته كوچه است . خانه مشروطه واقع در محله قديمي راسته كوچه از ابنيه تاريخي دوره قاجار است كه تاريخ بناي آن به سال 1245 شمسي مي رسد . باني اين خانه مرحوم حاج مهدي كوزه كناني از بازرگانان خوشنام تبريزي بود كه به پاس خدمات و مجاهداتش در انقلاب مشروطيت به لقب (ابوالمله) از او ياد شده است. مرحوم كوزه كناني حامي بزرگ نهضت ازاديخواهي مردم آذربايجان در آن روزهاي سخت و سرنوشت ساز بود كه حتي خانه شخصي خود را نيز به عنوان پايگاهي مطمئن در اختيار مجاهدين مشروطه قرار داد . پنجره هاي زيباي ارسي نمايي جلوه انگيز و محتشم به بنا بخشيده است .

 

        نظر به جايگاه شهر تبريز در پيروزي انقلاب مشروطيت و نقشي كه خانه كوزه كناني يا خانه مشروطه در اين نهضت بزرگ ايفا كرده است سازمان ميراث فرهنگي كشور موزه مشروطه را در سطح ملي در همين خانه داير نموده است . بنا بر اين از سال 1375 با تبديل بخشهايي از بنا به موزه اسناد ، تصاوير و يادگارهاي با ارزشي از دوران مشروطه و رهبران اين انقلاب در آن نگهداري مي شود.

 

از مهمترين اسناد و اموالي كه در موزه مشروطه وجود دارد مي توان به تپانچه كمري ستارخان ، قلمدان و عينك و دستخط شهيد ثقه الاسلام ، دفترچه هزينه هاي نهضت مشروطه به قلم حاج مهدي كوزه كناني ، مهر انجمن هاي انقلابي آذر بايجان ،فرش و تابلو فرشهاي مشروطه ، اقسام مجلدات و روزنامه هاي دوران انقلاب مشروطه و ... ياد كرد. در اين موزه تنديس هايي از شخصيت ها و مجاهدين صدر مشروطيت همچون ستارخان ، باقرخان ، ميرزامهدي كوزه كناني ، حسين خان باغبان ، علي مسيو ، شهيد ثقه الاسلام ، جهانگير خان صور اسرافيل ، ميرزا ابراهيم اقا صبا ، ميرزا اسماعيل نوبري و ... به نمايش گذاشته شده است و تصاوير بسيار تاريخي و قيمتي از دوران انقلاب مشروطه زينت بخش ديوارهاي اين خانه تاريخي مي باشد.

 

جبه خانه (محله چارمنار )

        در تبريز قديم ،در روزگاري كه مركز شهر ، عمارت تاريخي و قديمي عالي قاپو يا شمس العماره و مقر وليعهد هاي قاجار بود در اين شهر هرگز خياباني به معنا و مفهوم امروزي وجود نداشت به جز "كهنه خيابان" در مقابل مسجد كبود و بازارچه مسجد كبود و همچنين خيابان دوره شاه صفي در محله خيابان و بافت اصلي ، بقيه محلات را گذرها ، ميدان ها و كوچه ها تشكيل مي دادند .

 

        در اين رابطه مهمترين مسئله در دوره قاجار ، حفظ امنيت در محدوده كاخ عالي قاپو بود . بنابر اين اكثر عمارات دولتي ، موسسات ، ادارات امنيتي و شهرباني ( قلعه بيگي ) در حول و حوش كاخ قرار داشتند . به تبع اين امنيت ، در محدوده مقر وليعهد ، منازل اكثر علما، بازرگانان ، اعيان و مالكان چون كوي حرمخانه ، مجتهد ، امام جمعه ، محله ششگلان ، چار منار ، راسته كوچه ، مجيد الملك و ... از امنيت حاكم بر اين محدوده مركز شهر بهره مند مي شدند. از مكان هايي كه ضروري بود در جوار مقر درباريان باشد، اداره اسلحه خانه، انبار لباس و مركز تداركات و تجهيزات مـــامـوران دولـتي و قـزاقـــها بود كــه آن را ( جـبه خـانه ) مي ناميدند . جبه ، اسلحه و لباس آهني و جبه خانا به معناي محل نگهداري اسلحه و سور و سات جنگي ، اسلحه خانه ، قورخانه و جبه خانه بود


        جبه خانه در محل امروزي اداره دارايي قرار داشت . در اين مكان، انواع و اقسام اسلحه سبك، لباس و تداركات نظاميان و قواي نظميه ( شهرباني) و امنيه ( ژانـدارمري) نگهداري مي شد و بيشتر مورد استفاده مسئولان امنيتي شهر قرار مي گرفت. اين مكان در سال 1325 شمسي جهت احداث كاخ رياست جمهوري پيشه وري ، رهبر فرقه دموكرات تخريب شد و سه طبقه نيز از اين كاخ ساخته شده بود . قواي فرقه دموكرات در 21 آذر 1325 از قواي دولتي شكست خوردند و همان سه طبقه كاخ مزبور در سال 1326 به اداره دارايي تبريز واگذار شد و تا امروز هم در همان مكان اداره دارايي و امور اقتصادي مستقر مي باشد .


نصف راه ( محله كوچه باغ _ خطيب )

       يكي از معروفترين و قديمي ترين ميدانها و چهار راه هاي شهر تبريز ،ميدان نصف راه است كه اخيرا" به نام ميدان جهاد ناميده شده و بزرگترين و جالب ترين پل هوايي و زيرگذر شهر در زمان شهردار وقت اقاي فتح الهي (سال 1381 )، به نام پل ستار خان در آن محل احداث گرديده است .

 

       در مــورد نـصف راه و اينــكه چرا اين مـيدان را به اين نـام مي نامند بايد ياد آوري كرد كه مسافت بين ايستگاه راه اهن ( واغزال) تا قونقا باشي در اين ميدان به نصف مي رسد ولي در اصل اين نام مربوط مي شود به زماني كه براي اولين بار در تبريز ، وسيله ارتباطي و حمل و نقل ، قطار شهري (قونقا) را دايركردند و رانندگان (سوروجي) قونقا ، در مسافت بين قونقاباشي و ايستگاه راه اهن در نصف راه توقف كرده ، هم تعدادي از مسافران پياده شده و هم كرايه ها را جمع مي كردند . گويا از قونقا باشي تا نصف راه يك بليط و از نصف راه تا ايستگاه راه اهن هم كرايه ديگري داشت .

 

        امروز ميدان نصف راه از طريق خيابان آزادي (سرلک سابق) به محلات جنوبي شهر و از طريق خيابان جهاد و آذربايجان به محلات آخوني ، حكم آباد، گاميشاوان ، قره آغاج ، لوكزه ، ترمينال مرند ، شبستر، فرودگاه بين المللي تبريز و اتوبان پاسداران راه ارتباطي دارد و همان خيابان قديم راه اهن در مغرب ميدان نصف راه ، مركز شهر را به بزرگراه سنتو (ماشين سازي ) ، بلوار كارگر ( تراكتور سازي) ، شهرك آخمقيه ، ديزل آباد و پالايشگاه مربوط مي سازد.

 

داش قاپلي باغ ( محله يكه توكانلار )

       "يكه توكانلار" به علت بزرگي دكانها در تنها محل ورودي دروازه شهر از مرند، به اين نام معروف شده است. در محدوده يكه توكانلار باغات آباد و حاصلخيز بسياري وجود داشت كه در سمت راست آن يك واحد آسيا وجود داشت . باغي هم بود كه درب ورودي ان از يك قطعه تخته سنگ ساخته شده بود و به باغ "داش قاپلي" شهرت داشت . قسمتي از اين باغات ،املاك شخصي اقليت ارآمنه بود كه از طرف اداره كل بازرگاني به انبار آهن الات تبديل گرديد. سپس اراضي اين منطقه را به آپارتمانهاي 29 بهمن كه در سمت چپ جاده يكه توكانلار به سوي فرودگاه قرار دارند اختصاص دادند.


محله لاله ( روستاي لاله )

پارك بزرگ و طبيعي لاله در جنوب غربي تبريز ، در كنار اتوبان تبريز - تهران واقع بوده كه باغات با صفا ، سبزه زارها و كشتزارهاي معروف آن شهرت خاصي داشته اند.
         لاله يك روستا و هم يك محله در حاشيه تبريز بوده و اكنون هم از محلات معروف شهر تبريز است. در كتاب تاريخ تبريز تا پايان قرن نهم هجري در مورد محله لاله چنين نوشته اند : اين محله قريه اي در جنوب غربي شهر تبريز با باغهاي دلگشا و آبهاي معدني سرشار است كه از شمال به باغات خطيب ، از جنوب به باغات و مزارع راواسان، از غرب به جاده مراغه ، رواسان ، ديزل آباد و شهرك صنعتي تبريز و از مشرق به محله گزران ( گازران) محدود مي شود .

 

         از ديگر محلات قديمي تبريز مي توان به محلات ششگلان ، مهاد مهين ، خياوان ،مارالان ، ليلاوا ، دوه چي ، باغشمال ، نوبر ، مقصوديه ، صدر ، بارون آواك ، منظره، و ... اشاره كرد .

 

مدارس قديمي تبريز  

 

1-   مدرسه اکبريه: اين مدرسه عمارت دو طبقه مفصلي داشت که در سال 1266ه.ق. در ضلع غربي و شمالي صحن بقعه صاحب الا مر از طرف ميرزا علي اکبر خان مترجم ودبير کنسولگري روسي بنيان نهاده شد.

2-  مدرسه جعفريه: جعفريه مدرسه کوچکي است که دربازار مسجد جامع- جنب مدرسه طالبيه متصل به ديوار شرقي مسجد اسماعيل خاله اوغلي واقع شده است . راه آن از دالان طالبيه ، بين حوضخانه و مسجد نامبرده تعبيه گرديده است.

3-  مدرسه حاج صفر علي: اين مدرسه تقريبا روبروي سراي بزرگ شاهزاده واقع شده است . باني آن تاجر نيکوکاري بوده به نام حاج صفر علي که درروزگار نايب السلطنه در تبريز مي زيسته است.

4-  مدرسه خواجه علي اصغر : اين مدرسه درکوچه حرم خانه پشت عمارت عالي قاپو يا کاخ استانداري کنوني واقع شده است . باني اين مدرسه و مسجد حاج علي اصغر معروف به خواجه مازندراني بود که ظاهرا در روزگار فتحعلي شاه مي زيسته است.

5-  مدرسه صادقيه: اين مدرسه در انتهاي شمالي راسته کهنه که به بازار صادقيه معروف است قرار گرفته ، مدرسه اي است داراي حجرات مستعد جهت طلاب علوم ديني و يک مسجد با طاق هاي آجري ضربي و ستونهاي سنگي و مسجدي به صورت تالاري دراز در جانب شرقي مسجد بزرگ ، جهت زنان نمازگزار . باني اين مدرسه و مسجد ميرزا صادق نامي از اهل اشتهار بود که در زمان شاه سليمان صفوي سمت استيفا داشت . اين مدرسه و مسجد نيز داراي موقوفات زيادي مي باشد. نادر ميرزا درتاريخ و جغرافياي دارالسلطنه تبريز ص 116 مي نويسد : اين مدرسه را حمامي بر نيکو بود که اکنون ويرانه است.

6-  مدرسه طالبيه: اين مدرسه در بازار مسجد جامع تبريز واقع شده است . مدخل آن دالاني است که سطحش قريب به يک مترو نيم از کف بازار پايين تر است . سابقا اين دالان سرپوشيده و مسقف بود . عمارت شمالي در نيمه دوم قرن يازدهم هجري از طرف حاج طالب خان پسر حاج اسحق تبريزي ساخته شده و طبق وقف نامه اي که به مهر و امضاي چهارده تن ازعلما رسيده در تاريخ 1087 ه . ق.  پس ازپايان عمارت طالبيه ، درآمد مستغلاتي به هزينه اداري و حفظ و حراست مدرسه مزبور اختصاص يافته است.

7-  مدرسه ظهيريه: اين مدرسه يکي از بناهاي ميرزا محمد ابراهيم ظهيرالدين وزير آذربايجان است که د رسال 1089 ه .ق. د رزمان سلطنت شاه سليمان صفوي در کنار مسجد ظهيريه يا قزللو مسجد ساخته شده است.

8-  مدرسه کاظميه: کاظميه نام مدرسه و مسجدي است که در محله چنار ، انتهاي بازار مسجد جامع واقع شده است . باني آن سليمان خان بن شم خال خان افشار حاکم صائن قلعه بوده و اين بنا را به نام سيد کاظم رشتي شاگرد معروف شيخ احساني ساخته و ثواب آن را به روان سيد رشتي هديه نموده و توليت آن را به ملا علي مرندي واگذار کرده است و بناي مدرسه و مسجد کاظميه در سال 1271 ه . ق. پايان پذيرفته و بر اثر بي سرپرستي مسجد متروک گرديده و همچنين حوادث طبيعي از قبيل بادوباران و زلزله وغيره کم کم عمارت کاظميه را به ويراني کشانده است به طوري که اکنون جز ويرانه اي حسابي از آن مدرسه و مسجد با عظمت يکصد و بيست سال پيش چيزي بر جاي نيست.

9-  مدرسه نصريه:  اين مدرسه يکي از تنوعات عمارت نصيريه بود که به نام وصيت ابوالنصر حسن فرمانرواي آق قويونلو پس از درگذشت وي ساخته شده است. اين مدرسه مانند ساير قسمت هاي عمارت نصريه در نتيجه زلزله و حوادث مختلف ويران شد و در زمان نايب السلطنه عباس ميرزا ، مرحوم حاج ميرزا مهدي قاضي از در آمد موقوفات عمارت نصريه در محل آن ، مدرسه جديدي ساخت که اکنون به مدرسه حسن پادشاه معروف است.

 

كتابفروشي ها

         در زمان حاضر بيش از 120 كتابفروشي در سطح تبريز فعاليت مي كنند همچون : علامه ، فروزش ، پيك دانش ، انديشه ، ايدين ( مولي ) ، ارك ، احرار ، سروش ، مكتب اسلام ، دانشمند ، شمس و ...

         که علاوه بر چنین کتابفروش های فیزیکی با رونق اینترنت و گسترش آن کتابفروشی و کتابخانه های الکترونیکی و آنلاین نیز جای خود را بین مردم باز کرده است .


موقعيت كتابخانه ها

        طبق آخرين آمار 37 كتابخانه در سطح شهر تبريز داير است كه برخي از آنها از جمله كتابخانه ملي و تربيت در زمره قديمي ترين و كتابخانه مركزي در زمره بزرگترين كتابخانه هاي كشور محسوب مي شوند . كتابخانه هاي ولي عصر (عج) ، اميرخيزي و پروين برخي ديگر از اين كتابخانه ها هستند.


مشهورین:

        آذربايجان ، از مهدهاي فرهنگ غني ايران در ادوار مختلف تاريخ بوده و سوابق مكتوب آن كافيست كه اين خطه را منبع الهام و تنوير دانش و فرهنگ ايران زمين معرفي كند. آذربايجان مهد بزرگمرداني چون: علامه جعفري، علامه طباطبائي، علامه اميني، شهيد قاضي طباطبائي، شهيد مدني مي باشد كه مردم نام و ياد انها را سينه به سينه براي آيندگان منتقل خواهند كرد. اين سرزمين همچنين مهد دليرمرداني چون شيخ محمد خياباني، ستارخان و باقرخان است. بهتر است بگوييم، آذربايجان را مي توان از مردان بزرگش شناخت و هم اين مردان بزرگ و تاريخ ساز خود، دامان پرورده سرزمين غيرت، حماسه و شور آذربايجان هستند. شهريار، پروين، قطران، گنجوي از يك طرف و خواجه نصير الدين طوسي، خواجه رشيد الدين فضل الله و خواجه غياث الدين محمد از طرف ديگر هركدام بنحوي نام آذربايجان را در دوره هاي مختلف برسر زبانها انداخته و آن را مهد فرهنگ و تمدن ايراني قرار داده اند

شهریار 

پروین اعتصامی

 

 

روزنامه های تبریز

مهد آزادی ، فجر آذربایان ، صاحب ، امین


هفته نامه ها

عصر آزاد ی ، شمس تبریزی ، ارک ، پیام نو، کار و نیرو، احرار ، آذر پیام، ندای آذربایجان ، ارمغان سلامت، آذربایجان ، میثاق 

 

سالن های نمایش تبریز

تبریز دارای 3 سالن نمایش تتاتر و 7 سالن سینما و سالن های سخنرانی متعدد است که مربوط به تشکیلات های مختلف از قبیل دانشگاه ها ، برق منطقه ای، آموزش و پرور ش ، پتروشیمی و ... می باشد. 

 

کودکستان و مدرسه کرو لال ها

نخستین کودکستان و نخستین مدرسه کر ولال نیز در تبریز بنیاد گذاشته شد.

جبا رباغچه بان که سیمایش آشنای مردم ایران است آموزگاری ارجمند و مبتکری شایسته بود که ابتدا درتبریز کودکستانی را تحت عنوان باغچه اطفال دایر و به همان خاطر خود را باغچه بان نامید . آقای سرداری نیا د ر"مشاهیر آذربایجا ن" طی شرح زندگانی جبار باغچه بان مینویسد : مدرسه کر ولال ها را جبار باغچه بان درکو چه انجمن درسال1303 شمسی با وجود مخالفتهای زیاد از جمله رئیس فرهنگ وقت دکتر محسنی در تبریز دایر کرد . این کلاس جنب باغچه اطفال باغچه بان در کوچه انجمن درساختمان معروف به عمارت انجمن تاسیس شد.

آقای سرداری نیا در ادامه می افزاید : جبار باغچه بان اولین مولف و ناشر کتاب کودک درایران است. او از سال 1307 شمسی علیرغم دشواریهای وسیع چاپ و کلیشه، چاپ کتابهای ویژه کودکان را با نقاشی هایی که خود می کشید آغاز کرد و گفتنی است که یکی از کتابهای وی نیز با عنوان "بابا برفی " توسط کانون پرورش فکری کودکا ن و نوجوانان به چاپ رسیده و شورای جهانی کتاب کودک آن را به عنوان بهترین کتاب کودک انتخاب کرد .

 

مساجدمعروف  تبریز

 

مسجد کبود:

  این مسجد بنا به کتیبه سردرب آن به سال 870 هجری قمری و در زمان سلطان جهانشاه مقتدرترین حکمران سلسله قره قویونلویان که فردی زیبا پسند و شاعر نیز بوده، بنا شده است. تنوع و ظرافت کاشیکاری و انواع خطوط به کار رفته درآن و همچنین زیبایی و هماهنگی رنگ ها سبب شده است که به فیروزه اسلام شهرت یابد. کتیبه ها به وسیله نعمه اله البواب خوشنویس مشهور قرن نهم کتابت شده و سرکاری آن با عزالدین قاپوچی بوه است.

زلزله سال 1193 ه. ق. سبب فرو ریختن گنبدها و خرابی آن شده است . با این که از این مجموعه زیبا جز سردری شکسته و چند پایه باقی نمانده است ولی به قول:... ارزد به صد هزار ، تعمیرات و دوباره سازی مسجد به منظور حفاظت بخش های باقیمانده شامل طاق ها و پایه ها از سال 1318 شروع شده ااست.

 

مسجد استاد و شاگرد

 این مسجد در خیابان فردوسی سابق پشت دبیرستان دخترانه بنت الهدی واقع گردیده است. این مسجد ازطرف امیر حسن چوپان ملقب به علاءالدین ساخته شده است . چون تحریر کتیبه ها و مندرجات دیوارهای داخل و خارج مسجد به خط عبدالله سیرفی و یکی از شاگردان زیر دست وی صورت گرفته بود لذا عوام آن مسجد را استاد و شاگرد می نامیدند. 

مسجد اسماعیل خاله اوغلی(پسر خاله): این مسجد د رسمت چپ یا جانب جنوبی دالان مدرسه طالبیه بین مدرسه دینی جعفریه و مسجد جامع بزرگ واقع شده. ده ستون سنگی زیبا و هجده گنبد ضربی آجری دارد که سابقَا آن را مسجدملا محمد حسن پیش نماز می گفتند.

 

مسجد امام جمعه

 این مسجد درجانب شرقی بازار مسجد جامع درنزدیکی مدرسه طالبیه واقع شده است . بیست ستون سنگی با سر ستون مقرنس و سی گنبد ضربی آجری دارد . ستونها درچها رردیف قرار گرفته اند و روی همه آنها رنگ سبززده شده است. بدین لحاظ این مسجد به مسجد سبز اشتهار دارد. این مسجد را بازرگانی دیندار به نام حاج علی به تاریخ 1255 ه . ق. عمارت کرده است. 

مسجد حاج صفر علی: این مسجد د ر ضلع شمالی حیاط مدرسه حاج صفر علی واقع شده است. مسجد ی است با عظمت و زیبا با گنبدی بلند و مناره ای منقش به کاشی های آبی رنگ درضلع شرقی و غربی مسجد دو تالار دیگر وجود دارد که هر یک به جای خود مسجد جداگانه ای به شمار می رود . میان مسجد و دو مسجد جانبین پنجره هایی چوبی نهاده اند که موقع باز شدن آنها هر سه مسجد به هم متصل می شوند و به صورت مسجد واحدی د رمی آیند. بانی مسجد بازرگان معاصر نایب السلطنه حاج صفر علی خوئی است 

 

مسجد حجت الاسلام
 این مسجد د رجنوب صحن مدرسه طالبیه و جانب غربی مسجد جامع واقع شده است. پنجاه و چها ر گنبد آجری آن بر روی چهل ستون سنگی کبود قائم است. همه ستو نها منشوری و دارای قاعده ده ضلعی و سر ستون مقرنس یکنواخت هستند به جز یک ستون بزرگ واقع در جلو محراب که حجاری تزئینی مارپیچی و سرستون مقرنس پرکاری دارد که از شاهکاریهای هنر حجاری به شمار می رود و ظاهرا باقیمانده بنای باعظمتی است که سابقاَ در همین محل برپا بود و در اثر زلزله و حوادث دیگر منهدم گردیده است.

 

مسجد جامع تبریز
 این مسجد که در کتب تاریخی نیز ازآن عنوان جامع کبیر نام برده شده در همه ادوار تاریخی همواره مسجد جامع شهر بوده و بازار برگرداگرد آن شکل گرفته است.

قدیمی ترین بخش آن شبستان وسیعی است از تاق وگنبد هایی که بر فراز ستون ها ی 8 گوش آجری که زینت بخش آن گچبری های ظریف و هنرمندانه دوره روادیان (مقارن سلجوقیان) است بنا شده است.مسجدجامع در دوره ه ایلخان مغول مورد توجه و تعمیر بوده و الحاقانی به آن افزوده شده است. محراب رفیع گچبری باقیمانده فعلی یادگار آن دوره است.

دردوره حکومت آق قویونلویان در آذربایجان گنبد ی رفیع مزین به انواع کاشیکاری های معرق به وسیله سلجوق شاه بیگم زن اوزون حسن در بخش شمالی آن احداث شده که هنوز هم پایه ها و گوشه هایی از کاشیکارهای آن باقیمانده است.

در زلزله سال 1193 ه . ق. که کلیه عمارات تبریز را در هم می کوبد این مسجد نیز از خرابی بی نصیب نمی ماند. مسجد فعلی با پایه های متین و پوشش طاق و چشمه بعد از زلزله (اوایل حکومت قاجاریه) و توسط حسینقلی خان دنبلی حاکم وقت بنا شده است که از آثار خوب قاجاریه می باشد. 

 

 مسجد جامع تبریز

 

مسجد جامع

 

 

مسجد علیشاه
 بنای ارک تبریز باقیمانده مسجدی است که درقرن هشتم هجری توسط تاج الدین علیشاه وزیر الجایتو ساخته شده است .قسمت جنوبی آن دارای طاقی بزرگ بوده که گویا به علت تعجیل در بنیان آن فرو ریخته است. عرض این بنا سی متر و ارتفاع آن 26 متر است. عرض دیوارها 10 متر و داخل آنها مرکب از دو دیوار عریض است که توسط طاقهایی به هم اتصال یافته است.

حمدالله مستوفی ضمن توصیف این مسجد طاقی بر بالای مسجد ندیده است . این بنا دردوران قاجاریه مبدل به انبار غلات و مخزن مهمات گردیده و حصاری دور آن کشیده شده و نام ارک یافته است . ارک د ردوران مشروطیت به دست مشروطه خواهان افتاد و د رنتیجه باعث تقویت موضع آنان شده است . درسالهای قبل از انقلاب تبدیل به باغ ملی یا گردشگاه عمومی شده بود و هم اکنون ا زمحوطه این اثر باستانی به عنوان مصلی استفاده می شود.

 

مسجد حسن پادشاه      

توسط اوزون حسن با فرزندش یعقوب ساخته شده است . اکنون به صورت ویرانه متروکی در آمده است . چند ستون سنگی و پاره ای سنگ نوشته های شکسته و درهم ریخته تنها باقیمانده از آن مسجد است. 

 

مسجد شاهزاده
 در میدان شهدای فعلی قرار گرفته است و به مسجد شهدا معروف است. درزمان عباس میرزا ولیعهد شروع به ساختمان شده و در زمان مهدیقلی میرزا برادرمحمد شاه تکمیل گردیده است. 

 

مسجد مقبره

در اول بازار کفاشان قرار دارد . نه ستون سنگی خوش تراش دارد. گنبدهایش بلند و ضربی است. در زلزله 1193 سقف آن فرو ریخته و بعدا ساخته شده است . این کار توسط مرحوم میرزا مهدی قاضی طباطبائی انجام پذیرفته و چون مقبره خودشان درآن جاست به نام مقبره خوانده شده است . مقبره آیت ا... شهید سید محمد علی قاضی طباطبائی نیز د رهمین مسجد قرا ردارد. 

 

مسجد ظهیریه

در جانب غربی بقعه سید حمزه واقع شده است . مسجدی بدون ستون و در ابعا د 8 ×20 متر دارای گنبدی بزرگ است.

تزئینات ونوشته های سقف مسجد مذهب هستند . بانی این مسجد ظهیرالدین پسر صدرالدین وزبر آذربایجان است که بقعه و مدرسه سید حمزه را تعمیر و این مسجد را در سال 1087 هجری احداث نموده است.

این مسجد وقف نامه ای مفصل دارد و آخرین بار د ر1297 در زمان ناصرالدین شاه دوباره سازی شده است.

 

 
زیارتگاههای تبریز
 
 
 
 بقعه سید حمزه
 
درمحله سرخاب در خیابان ثقهالاسلام قرار دارد . آنچه از اینبنا باقی مانده است صحن نسبتا وسیع آن است . عمارت مقبره مرکب از یک کفش کن ، یک دهلیز و یک اتاق کوچک مسجد گونه ای است.
 
تعمیرات اساسی د ر1279 ه. ق. در زمان ناصرالدین شاه انجام یافته است . از سنگ های حجاری شده آن طاق مرمرین درورودی بقعه را که درزمان صفویه کنده شده است می توان نام برد. تاریخ بنای اولین بقعه به سال 714 ه. ق. می رسد . سید حمزه به شانزده واسطه نسلش به حضرت موسی ابن جعفر می رسد. 
 
 
 
سید حمزه
 
 
 
بقعه صاحب الامر
 
در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شد د ر1045 قمری سپاهیان سلطان مراد چهارم آن را تخریب کردند که دوباره ساخته شد. در زلزله 1193 دوباره ویران شد و در 1208 تجدید بنا یافته است. دارای یک گنبد و دو مناره است . د رمدخل دهلیز و اندرون بقعه دو طاق مرمری از زمان شاه طهماسب صفوی برجاست . در وسط بقعه صندوق چوبی مشبکی قرار دارد ولی زیر آن قبری وجود ندارد. بنابر این یکمسجد حساب می شود نه یک یقعه. 
 
 
 
 بقعه عون بن علی(عینالی) 
 
ابن بقعه بر فراز بلندترین قله کوه سرخاب واقع شده است . سنگ بنا شیوه ایلخانی دارد . در زمان تسلط عثمانی ویران شده د رزمان شاه عباس تجدید بنا یافته.
 
درزلزله های 1134و 1193 دوباره ویران شده آخرین بار در1342 قمری تعمیر شده است. اخیرا نیز تعمیرات جزیی در آن انجام یافته و راهرو پشت آن به اتاق کوهنوردی تبدیل شده است. بنا به روایتی مقبره دو تن از اولاد حضرت علی (ع) عون علی وزین علی درآنجاست. 
 

 

 

 

 عون ابن علی

 

 

 

 بقعه شیخ محمد سیاهپوش

 

د رکوچه علی سیاهپوش در خیابان منجم واقع شده است . جا ی تاریخ د رسنگ نوشته ریخته وناپیداست . ارادت به شیخ معروف داشت و به جای او نشسته است. تاریخ در گذشت وی معلوم نیست ولی احتمالا دردهه پنجم قرن دهم اتفاق افتاده است. 

 

 

 

 آرامگاه دو کمال

 

در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دو تن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند . کمال الدین مسعود خجند ی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروفترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری .

 

مقابر یاد شده در سال 1338 توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و عد ها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود د رآن نصب گردید . درسالهای اخیر نیز اقدامات استحفاظی از طریق سازمان میراث فرهنگی استان د رمقابر یادشده انجام گرفته است . 

 

 

 

 بقعه سید ابراهیم و سنگ بسم الله

 

د رمحله دوه چی (خیابان شمس تبریزی) قرار دارد. این که سیدابراهیم اولاد امام موسی بن جعفر (ع) باشد. دلیل قانع کننده ای دردست نیست. صاحب تاریخ دنبلیان می نویسد که : شیخ ابراهیم حکمران آذربایجان بود .در زمان اوزون حسن در870 وفات یافت و در محله دوه چی مدفون شد . الان گنبدی دارد مشهور به سید ابراهیم.

 

مهمترین قسمت این بقعه سنگی است که بر دیوار غربی بقعه نصب شده است و به سنگ بسم الله مشهور است . به ابعاد 25/1× 70/3 تاریخ حجاری 1270 قمری است . درقاهره نوشته شده و اثر میرزای سنگلاخ است که به جهت قبر پیامبر اکرم به دربار عثمانی برده بود ولی د راثر بی توجهی سلطان عثمانی آنرا به تبریز آورد و بالاخره خود میرزا و سنگ بسم الله دربقعه سیدابراهیم ماندگار شد.

 

 

 

 

بازار تبریز بزرگ‌ترین بازار سرپوشیده جهان و یکی ازشاهکارهای معماری ایرانی است. این بازار در سال ۱۱۹۳ هجری قمری بر اثر زلزله با خاک یکسان شد، اما طولی نکشید که به همت مردم شهر بازسازی شد.

 

بازار تبریز هم اکنون به طول یک کیلومتر بزرگ‌ترین مجموعه به هم پیوسته و مسقف دنیاست و در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ثبت شده‌است.

 

طاق‌ها و گنبدهای مقرنس بلند آن، سازه‌های آجری به هم پیوسته، آرایش مغازه‌ها، کثرت تیمچه‌ها، وجود انواع مشاغل و تعداد زیادی  مدرسه و مسجدکه در کنار سرا‌های بازرگانی قرار گرفته‌اند، این بازار را نمونه‌ای عالی از محیط تجارت و زندگی اسلامی و شرقی ساخته‌است. سبک معماری، کثرت سراها و تیمچه ها و وجود تعدادی مدرسه و مسجد نیز به این مجموعه اهمیت و امتیازی خاص داده اند. از تاریخ بنای اولیه مجموعه بازار تبریز اطلاعی در دست نیست لیکن اکثر مورخین و جغرافی نویسان و جهانگردان اسلامی و خارجی که از قرن چهارم هجری تا عهد قاجار از تبریز دیدن نموده اند اسناد مهم و مدارک ارزنده ای را درباره بازار و وضع بازرگانی تبریز ارائه داده اند. از مقدسی ـ یاقوت، مارکوپولو، ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، کلاویخو، جان کارت رایت انگلیسی، شاردن، جملی کاردی جهانگرد ایتالیایی و دهها سیاح و مورخ دیگر مطالب جالب توجهی به جای مانده که دال بر اهمیت مجموعه بازار در دوره های مختلف بوده است. وجود مدارس و مساجد تاریخی مهم و معروفی چون مسجد جامع، مدرسه حاج صفرعلی، مدرسه صادقیه در این بازار نیز گواه بر پیشینه تاریخی این مجموعه بنا می باشد. بازار کنونی تبریز مربوط به اواخر زندیه (یعنی بعد از زلزله ای که در سال 1193 هجری قمری روی داد) و عصر قاجار می باشد. در زمان عباس میرزا که تبریز ولیعهد نشین و دارالسلطنه گردید. سراها و تمیمچه ها و بازارهای عالی تازه ای احداث شد. بازار تبریز با طاقها و گنبدهای بلند آجری شامل بازار امیر، بازار کفاشان، راسته بازار، بازار حلاجان، یمینی دوز بازار، راسته کهنه، بازار حاج محمد حسین، بازار مشیر، بازار دلاله زن بزرگ، بازارچه صفی، بازار امیر ابوالحسن سرای حاج رسول، سرای حاج میرزا علی نقی، تیمچه و سرای شیخ کاظم، تیمچه حاج صفرعلی، تیمچه و دالان میرزا شفیع، تیمچه ملک، ... که به اختصار چند اثر اشاره می شود. بازار تیمچه امیر یکی از شاهکارهای جالب معماری و با شکوه ترین تیمچه های بازار تبریز به حساب می آید. تیمچه حاج صفرعلی بنائی است معظم که بانی آن حاج صفرعلی خوئی بازرگان معروف معاصر فتحعلی شاه قاجار می باشد. تیمچه مظفریه ـ تیمچه مظفریه نیز یکی از زیباترین بخشهای بازار است که حاج شیخ جعفر قزوینی تاجر سرشناس دوره ناصرالدین شاه آن در سال 1305 ساخته بود و به مناسبت حضور مظفر الدینمیرزا ولیعهد وقت دراین تیمچه به نام مظفریه نامگذاری کرد.

 

راسته‌های معروف بازار تبریز عبارت‌اند از: بازارامیر،پشت بازار امیر ،اوچ تیمچه لر(سه تیمچه ها)، بازارکفاشان، بازار حرمخانه، راسته بازار، یمنی دوز بازار، بازار حلاجان، قیز بستی بازار، بازار سرا جان، راستهٔ کهنه یا قدیم، بازار کلاهدوزان، دلاله زن بازار، بازار صادقیه، بازارمسگران، بازار حاج محمد حسین، بازارمشیر، بازارچهٔ شتربان، بازار صفی، بازار میر ابوالحسن، بازار شیشه گر خانه، رنگلی بازارچه (بازارچهٔ رنگی) و بازارچهٔ خیابان، کشمشچی بازار، ایکی قاپیلی (دودری)، دله زن.

 

بازار تبریزچ

 

بزرگ‌ترین گنبد این بازار، گنبد تیمچهٔ مظفریه‌است.

 

در همهٔ این بازارها تیمچه‌ها و سرای‌ها و چهارسوهایی هست که حجره‌ها و مغازه‌های آنها مرکز عمده فروشی اجناس گوناگون داخلی و خارجی است.

 

اغلب تیمچه‌ها و سرای‌ها سه طبقه‌اند، طبقهٔ زیرین مخصوص نگهداری کالا یا به عبارت دیگر انبار مال التجاره‌است، طبقهٔ دوم تجارتخانه و محل کار و طبقهٔ سوم بیتوته و استراحت.

 

اگر چه اکنون اکثر حجرات طبقهٔ سوم تیمچه‌ها و سرایها نیز مبدل به دفتر کار بازرگان شده‌است اما سابقاً که وسائل نقلیه بازرگانان این گونه فراهم نبود، بازرگانان ناچار بودند همیشه نماینده‌ای برای خرید و فروش کالا در محل داشته باشند آن نماینده در اتاق فوقانی تجارتخانهٔ خود بیتوته می‌کرد. یعنی این سرایها و تیمچه‌ها هم محل کار آنها بودند و هم محل اقامت و استراحتشان.

 

 

 
سوغاتی ها
     آجیل، ریس، نوقا، قورابیه،کفش،فرش دستبافت ، اقلام مختلف صنایع دست باف، پنیر لیقوان، خیار شور باسمنج و... را می توان نام برد.
 آجیل
 قرابیه
 نوقا، راحت الحلقوم ، ریس و ...
 
میوه ها
انواع انگور، گیلاس، آلبالو، گلابی، هلو سیب، آلوچه، توت سفید، شاه توت ،زالزالک از جمله میوه هایست که از قدیم در تبریز بوده است اگرچه امروزه میوه جات دیگری نیز دراین منطقه به ثمر می رسد.
 
 زردآلو
 
غذاهای سنتی تبریز
انواع آش، کوفته تبریزی، چلو کباب، دلمه برگ و...
 
 دلمه برگ
 
کوفته تبریزی